![]() |
![]() |
|
|
مشت میکوبم بردر پنجه میسایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام ازهمه چیز بگذاریدهواری بزنم هان با شما هستم این درهارابازکنید من به دنبال فضائی میگردم لب بامی سرکوهی که درآنجا نفسی تازه کنم می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد من هوارم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد کند ازشما خفته چند چه کسی می آید با من فریاد کند؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 23:43 توسط مسعود آواک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است
|
| دوستان من |
|
خاکسار110 مونا تیما ندا بزم خدا خط خطی(عطیه) سایه تنها بالای 18 سال شاه کلید مهسا خانوم رضا مارمولک شجریان ناز پری جون آیسودا نسیم سامان اس م اس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اسفند 1387 آذر 1387 اسفند 1386 آبان 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| نویسندگان |
|
مسعود آواک فرزاد خورشید سوار |
| پیوندها |
|
تجارت الکترونیک مهندسی ساخت و تولید هوشنگ ابتهاج کیهان کلهر استاد شجریان انجمن پیشرانه فروش ساز |
|
RSS
|