تبليغاتX
هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم - از فریدون مشیری
پرکن پياله را
كه اين آب آتشين
ديري است ره به حال خرابم نمي برد
اين جامها
كه در پي هم مي شود تهي
درياي آتش است كه ريزم به كام خويش
گرداب مي ربايد و آبم نمي برد
من با سمند سركش و جادويي شراب
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره انديشه هاي گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي
تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پا
تا شهر يادها
ديگر شرابم جز تا كنار بستر خوابم نمي برد
پر كن پياله را
هان
اي عقاب عشق
از اوج قله هاي مه آلوده دور دست
پرواز كن
به دشت غم انگيز عمر من
آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد
آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد
در راه زندگي
با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي
با اين كه ناله ميكشم از دل
كه آب
آب
ديگر فريب هم به سرابم نمي برد
پر كن پياله را

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:45  توسط مسعود آواک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نمی دانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است

دوستان من
خاکسار110
مونا
تیما
ندا
بزم خدا
خط خطی(عطیه)
سایه
تنها
بالای 18 سال
شاه کلید
مهسا خانوم
رضا مارمولک
شجریان
ناز پری جون
آیسودا
نسیم
سامان
اس م اس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
اسفند 1386
آبان 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
نویسندگان
مسعود آواک
فرزاد خورشید سوار
پیوندها
تجارت الکترونیک
مهندسی ساخت و تولید
هوشنگ ابتهاج
کیهان کلهر
استاد شجریان
انجمن پیشرانه
فروش ساز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

 
www.foroogh.de


tkbleak.com


tkbleak.com

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات