![]() |
![]() |
|
|
پرکن پياله را
كه اين آب آتشين ديري است ره به حال خرابم نمي برد اين جامها كه در پي هم مي شود تهي درياي آتش است كه ريزم به كام خويش گرداب مي ربايد و آبم نمي برد من با سمند سركش و جادويي شراب تا بيكران عالم پندار رفته ام تا دشت پر ستاره انديشه هاي گرم تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پا تا شهر يادها ديگر شرابم جز تا كنار بستر خوابم نمي برد پر كن پياله را هان اي عقاب عشق از اوج قله هاي مه آلوده دور دست پرواز كن به دشت غم انگيز عمر من آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد در راه زندگي با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي با اين كه ناله ميكشم از دل كه آب آب ديگر فريب هم به سرابم نمي برد پر كن پياله را |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:45 توسط مسعود آواک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است
|
| دوستان من |
|
خاکسار110 مونا تیما ندا بزم خدا خط خطی(عطیه) سایه تنها بالای 18 سال شاه کلید مهسا خانوم رضا مارمولک شجریان ناز پری جون آیسودا نسیم سامان اس م اس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اسفند 1387 آذر 1387 اسفند 1386 آبان 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| نویسندگان |
|
مسعود آواک فرزاد خورشید سوار |
| پیوندها |
|
تجارت الکترونیک مهندسی ساخت و تولید هوشنگ ابتهاج کیهان کلهر استاد شجریان انجمن پیشرانه فروش ساز |
|
RSS
|