![]() |
![]() |
|
|
تو که نازنده بالا دلربایی
تو که بی سرمه چشمون سرمه سایی تو که مشکین دو گیسو در قفایی به مو گویی که سرگردون چرایی * بمیرم تا تو چشم تر نبینی شرار اه پر اذر نبینی چنان از اتش عشقت بسوزم که از مو رنگ خاکستر نبینی * دلم دردی که دارد با که گوید گنه خود کرده تاوان از که جوید دریغا نیست همدردی موافق که بر بخت بدم خوش خوش ببوید * سیه بختم که بختم واژگون بی واژگون بی سیه روزم که روزم تیره گون بی تیره گون بی شدم محنت کش کوی محبت زدست دل که یا رب غرق خون بی غرق خون بی * زعشقت سوختم ای جان کجایی بماندم بی سر و سامان کجایی نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی نه در جان نه برون از جان کجایی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:47 توسط مسعود آواک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است
|
| دوستان من |
|
خاکسار110 مونا تیما ندا بزم خدا خط خطی(عطیه) سایه تنها بالای 18 سال شاه کلید مهسا خانوم رضا مارمولک شجریان ناز پری جون آیسودا نسیم سامان اس م اس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اسفند 1387 آذر 1387 اسفند 1386 آبان 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| نویسندگان |
|
مسعود آواک فرزاد خورشید سوار |
| پیوندها |
|
تجارت الکترونیک مهندسی ساخت و تولید هوشنگ ابتهاج کیهان کلهر استاد شجریان انجمن پیشرانه فروش ساز |
|
RSS
|