تبليغاتX
هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم - از بابا طاهر
تو که نازنده بالا دلربایی
تو که بی سرمه چشمون سرمه سایی
تو که مشکین دو گیسو در قفایی
به مو گویی که سرگردون چرایی
*
بمیرم تا تو چشم تر نبینی
شرار اه پر اذر نبینی
چنان از اتش عشقت بسوزم
که از مو رنگ خاکستر نبینی
*
دلم دردی که دارد با که گوید
گنه خود کرده تاوان از که جوید
دریغا نیست همدردی موافق
که بر بخت بدم خوش خوش ببوید
*
سیه بختم که بختم واژگون بی واژگون بی
سیه روزم که روزم تیره گون بی تیره گون بی
شدم محنت کش کوی محبت
زدست دل که یا رب غرق خون بی غرق خون بی
*
زعشقت سوختم ای جان کجایی
بماندم بی سر و سامان کجایی
نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی
نه در جان نه برون از جان کجایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:47  توسط مسعود آواک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نمی دانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است

دوستان من
خاکسار110
مونا
تیما
ندا
بزم خدا
خط خطی(عطیه)
سایه
تنها
بالای 18 سال
شاه کلید
مهسا خانوم
رضا مارمولک
شجریان
ناز پری جون
آیسودا
نسیم
سامان
اس م اس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
اسفند 1386
آبان 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
نویسندگان
مسعود آواک
فرزاد خورشید سوار
پیوندها
تجارت الکترونیک
مهندسی ساخت و تولید
هوشنگ ابتهاج
کیهان کلهر
استاد شجریان
انجمن پیشرانه
فروش ساز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

 
www.foroogh.de


tkbleak.com


tkbleak.com

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات