تبليغاتX
هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم - قاصدک

قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
از کجا، وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي، امّا، امّا
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي.
انتظار خبري نيست مرا
نه زياري نه ز ديّار و دیاری - باری،
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب.
قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب.
قاصدک! هان، ولي ،آخر ای وای...

راستي آيا رفتي با باد؟
با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمي، جايي؟
در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند
.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 21:30  توسط مسعود آواک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نمی دانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است

دوستان من
خاکسار110
مونا
تیما
ندا
بزم خدا
خط خطی(عطیه)
سایه
تنها
بالای 18 سال
شاه کلید
مهسا خانوم
رضا مارمولک
شجریان
ناز پری جون
آیسودا
نسیم
سامان
اس م اس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
اسفند 1386
آبان 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
تجارت الکترونیک
مهندسی ساخت و تولید
هوشنگ ابتهاج
کیهان کلهر
استاد شجریان
انجمن پیشرانه
فروش ساز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

 
www.foroogh.de


tkbleak.com


tkbleak.com