![]() |
![]() |
|
|
به همان قدركه چشم تو پر از زيبايي است بي تو دنياي من اي دوست پر از تنهايي است اين غزل هاي زلالي كه زمن مي شنوي چشمه ي جاري اندوه دلي دريايي است چند وقت است كه بازيچه ي مردم شده ام گرچه بازيچه شدن نيز خودش دنيايي است دل به دريا زده ام تا باز اغاز كنم ماجرايي كه سرانجامش يك رسوايي است امشب اي آينه تكليف مرا روشن كن حق به دست دل من؟ عقل؟ ويا زيبايي است؟ دلخوش عشق شما نيستم اي اهل زمين به خداوند كه معشوقه ي من بالايي است اين غزل نيز دل تنگ مرا باز نكرد روح من تشنه یک زمزمه نیمایی است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 2:49 توسط مسعود آواک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است
|
| دوستان من |
|
خاکسار110 مونا تیما ندا بزم خدا خط خطی(عطیه) سایه تنها بالای 18 سال شاه کلید مهسا خانوم رضا مارمولک شجریان ناز پری جون آیسودا نسیم سامان اس م اس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اسفند 1387 آذر 1387 اسفند 1386 آبان 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| نویسندگان |
|
مسعود آواک فرزاد خورشید سوار |
| پیوندها |
|
تجارت الکترونیک مهندسی ساخت و تولید هوشنگ ابتهاج کیهان کلهر استاد شجریان انجمن پیشرانه فروش ساز |
|
RSS
|